تبليغاتX
Susa Web Tools
ز گهواره تا گور!!! بی خیال
ز گهواره تا گور!!! بی خیال
سلام به دوستان گلم.امیدوارم عنوان وبلاگو به عنوان شعار زندگیتون قبول داشته باشید
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم اسفند 1390 توسط Sasan Alaei |
به سلامتي عقرب كه به خاري تن نميده...
( عقرب وقتي تو اتيش ميره و دورش همش اتيشه ا نيش خودش مي كشه كه كسي ناله هاشو نشنوه)

به ادامه مطلب بروید........



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اسفند 1390 توسط Sasan Alaei |
●●●●●●●●●▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬●●●●●●●●●● ─────▀██▀───▀██▀─▀██──██─▀██▀▀▀─────── ──────██─────██───██▄█▀───██▄█──────── ─────▄██▄▄█─▄██▄─▄██──██─▄██▄▄▄─────── ●●●●●●●●●▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬●●●●●●●●●●

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

.جاده ی خوشبختی در دست تعمیره ! دور بزن برگرد این اسمش تقدیره.


دتتداستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌تت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌   ا                          ستت‌دم‌ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌داروم‌دستت‌دارم‌دوستت‌ارم‌دو دوستتــ دارم رم‌دوستت‌دارم ‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
تیک تاک تپش های قلبم فقط برای با تو بودن است . تنهایی شبانه ام با هق هق های پنهان من ، همه اش تو را می طلبند . هنوز هم ابر بارانی چشمانم برای تو می بارند و هنوز این دل خسته تو را از من بهانه می گیرد ، هنوز این کاغذان من می خواهند که از تو بر روی صفحه ی دلشان بنگارم و هنوز این قلم را جانی است ، بیا تا نمرده از خواری بیا تا نرفته قصه ی دوستیمان از یادم ، بیا تا قلبم برای تو باشد بیا از این همه غم و تنهایی دلم خسته و



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

8611دقیقه قبل باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ ... خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز ،غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد ،آرزوها رفته بر باد ... ... ... ... ... ... ... ... باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬بی بهانه، شایدم گم کرده خانه !

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶
¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶
¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶
¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶
¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶
¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶
¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |


جواب در ادامه مطلب..........



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود
حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن ؛ یکی بود یکی نبود !
یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |



بژی کوردوستان

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

میخواهم زندگیم را

با رنگ سیاه بنویسم

با خط دل بنگارم

و با کلام عشق آغاز کنم

که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه

بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم....

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |




نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

اگه قلبمو شکستی به فدای يک نگاهت

 

اين منم چون گل ياس نشستم سر راهت

 

 توببين غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

 

اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسياهم


بقیه در ادامه مطلب............



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

دلم تنگ است برای گــــــریه کردن،

 

کجاست مادر؟

 

کجاست؟

 

گهــــواره ی من؟



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.


عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.


عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.


عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.


عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.


عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.


عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.


عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.


عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.


عشق.........عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی‌کنم

صد بار توبـه کردم و دیگر نمی‌کـنـم

باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور

با خاک کوی دوست برابر نمی‌کـنـم

تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است

گفـتـم کـنایتی و مـکرر نمی‌کنم

هرگز نـمی‌شود ز سر خود خـبر مرا

تا در میان میکده سر بر نـمی‌کـنـم

ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن

محـتاج جنـگ نیست برادر نمی‌کنم

این تـقواام تمام که با شاهدان شـهر

ناز و کرشمه بر سر منبر نمی‌کـنـم

حافظ جناب پیر مغان جای دولت است

مـن ترک خاک بوسی این در نمی‌کنم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

انگار بی­معرفتی خصلت همه­ی آدمهاست، حتی خود من!!!

هر روز که از عمرم می­گذره چیزهای تازه­ای می­فهمم که شاید نفهمیدنشون خیلی بهتر از فهمیدنشون باشه

موندم که چرا من نمی­تونم مثل بقیه­ی آدم­ها یه زندگی روزمره و روتین داشته باشم؟ چرا همه­اش فکر می­کنم و واسه خودم خیالات می­سازم خیالاتی که تا الان منو به هیچ­جا نرسوندن چرا نمی­تونم بی­تفاوت از کنار اتفاقاتی که می­افته عبور کنم؟

می­دونم هرچقدرم تلاش کنم برای بهتر شدن زندگیم بازم یه روز همه چی داغون می­شه ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

وقتي دلم براي تو تنگ مي شود به ماه نگاه مي‌كنم
و نام زيباي تو را، زير نور ماه، هربار با تمام وجود صدا مي كنم ***
وقتي دلت برايم تنگ شد به باران بينديش
و به ياد تمام عاشقان جهان كه از رايحه‌ي ياس مستند ببار...
و بدان در آن لحظات « من» زير نور ماهتاب نشسته‌ام
و تنها، به « تو » مي‌انديشم دلم براي تو تنگ است مي‌بارم!
امّا اين‌بار نه براي اينكه بارانم مي‌بارم،
براي اينكه دوستت دارم!

بیا کلاغ پر بازی کنیم! کی پر؟

روزای بی تو بودن پر! فکر بی تو بودن پر!

دوست داشتن غیرِتو پر! عشق کسی جزتو پر! همه چی پر! فقط تو نپر.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
در کنار بودنت من حس رویا میکنم

با نگاه عاشقت هر لحظه غوغا میکنم

در سکوت پنجره , در بی کران آرزو

با نسیم عشق تو هر لحظه غوغا میکنم
 
در وجود نازنینت غرق بوسه تا خدا

من تورا هر لحظه با لبهای خود جامیکنم

در کنار هستی و زیبایی و شعر و مکان

من تورا زیبا ترین شعر جهان جا میکنم
   

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری

 یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا

دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین

عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا

همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه .. زمین یکیه ..خدا یکیه ..مادر یکیه

 پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون

از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
براي تو مي نويسم که بودنت بهار و نبودنت خزاني سرد است
تويي که تصور حضورت سينه بي رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق مي زند
در کوير قلبم از تو براي تو مي نويسم
اي کاش در طلوع چشمان تو زندگي مي کردم
تا مثل باران هر صبح برايت شعري مي سرودم
آن گاه زمان را در گوشه اي جا مي گذاشتم و به شوق تو اشک مي شدم
و بر صورت مه آلودت مي لغزيدم
اي کاش باد بودم و همه عصر را در عبور مي گذراندم
تا شايد جاده اي دور هنوز بوي خوب پيراهنت
را وقتي از آن مي گذشتي در خود داشته باشد
که مرهمي شود براي دلتنگي هايم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

یک

 پنجره برای دیدن


یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن


یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی


در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد


و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ


یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را


از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم


سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد


و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا


خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد


یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت


*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*


*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*


*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*


*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*


*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*


*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*


*ـــــــــــــــــــــــــــــ*


*ــــــــــــــــ*


*ــــــ*


*


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
نکات  قابل تامل درباره فقر


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..!!

نوشته شده در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |
وقت و فرصت :
هر روزی که میگذرد یک روز به مرگ و قیامت نزدیکتر میشویم... به خدا چطور !؟


سفر کرده :
سکوت می کنم ،

به احترام قلبی  که گم شد و در حسرت یک نگاه تو مرد ...


زندگی :

همیشه رو به نور بایست اگر میخواهی تصویر زندگی ات سیاه نیافتد ...


فقط با دوست می توان قهر کرد غریبه ناز ما را نمی کشد ...

قدر دوستان خود را بدانیم .


زمان ما !! :

روزانــه هزاران انســان به دنیــا می آینـــد ..

امــا نسل " انســانیت " در حال انقــراض است!


طنز :

دوستی میگفت : اینقدر نا امید نباش

حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ،

کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!

گفتم دستت درد نکنه ! کلن امیدوارم کردی ! این جمله مثلن جاش اینجا  بود ؟!

زندگی :

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره
، اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...
....................................................

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز.

در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج.

واگر عمق این پند را نفهمیدی، بدان که تنها نیستی !


فاصله :

 فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ...

 خداوند خورشید را در جایی نهاده که گرم کند ولی نسوزاند!


عاشقانه :

 دیدی غزلی سرود؟

 عاشق شده بود ...

 انگار خودش نبود ...

 افتاد،

     شکست،

         زیر باران پوسید ...

 آدم که نکشته بود ...

 عاشق شده بود ...


یک دوست صمیمی :

لااقل هر 39 روز یکبار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید!!

دوره و زمونه و زندگی بد شده یا ما آدمها؟

مساله امروز  این است !
روز پدر :

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم

 که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

 ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند

 خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست

 فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …








ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390 توسط Sasan Alaei |

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

.: Weblog Themes By Blog Skin :.